سایت تخصصی مدیریت دانش
توسعه دانش محور / Vahid Eslami, Knowledge Management Special Weblog: Since 2009
نویسنده: وحید اسلامی - دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠

                                    

 در دو ماه اخیر، برخی خوانندگان ارجمند وبلاگ با ارائه نظرات و ارسال ایمیل هایی، خواستار این بودند که پیرامون موضوع فرهنگ در مدیریت دانش مطالبی ذکر و عوامل بازدارنده  و راهکارهای موجود در حوزه فرهنگ بیشتر مورد کنکاش قرار گیرد و اینکه چرا با وجود اهمیت موضوع فرهنگ، در پروژه های مدیریت دانش اجرا شده در کشور کمتر به این موضوع پرداخته شده و عملاً دستاورد یا نتایج مثبتی در حوزه بهبود فرهنگ دانشی در سازمانها دیده نمی شود.

انجام هر تغییر مستلزم اصلاح فکر و نگاه تغییردهندگان است به عبارتی دیگر سازمانها نیازمند جور دیگر دیدن هستند و می بایست هنر نوبینی و متفاوت دیدن را در خود تقویت کنند. آنچه بیش از همه مانع نواندیشی به مبحث مدیریت دانش می شود نه کمبود تکنیک ها و روشهای فرهنگیست بلکه افکار و باورهای کهنه و تاریخ مصرف گذشته است. البته از حق نگذریم که قرار دادن فرهنگ سازمانی در راستای مدیریت دانش از چالش برانگیزترین کارها در مدیریت دانش است. مقوله فرهنگ در مدیریت دانش به ابعاد شخصیتی افراد، به میزان بلوغ، شعور و باور کارکنان برای ثبت و تبادل دانش بر می گردد.  تغییر در معنای بنیادین آن در یک سازمان به قول آقای ادگارشاین بین پنج تا پانزده سال یا حتی بیشتر به درازا می کشد. حال آنکه تغییر فرهنگ دانشی زمان بر و دیرپاست و نمی توان آن را در مدت کوتاهی تغییر داد و هم سو با مدیریت دانش نمود.

پس چه باید کرد؟

بر اساس تجارب داخلی و مطالعات تطبیقی انجام گرفته در زمینه اجرای راهکارهای مدیریت دانش در شرکتهای موفق در حوزه مدیریت دانش (HP، Nasa، ،Toyota و...) نقش عوامل فرهنگی و انسانی بین 50 الی 60 درصد از وزن  پیاده سازی راهکارها را به خود اختصاص داده است. بنابراین تغییر و ترویج فرهنگ دانشی به عنوان یک پیش پروژه در استقرار نظام مدیریت دانش می بایست مطرح شود و باید بدنه سازمان را به این مورد آگاه کنیم که یک بازی برد.برد در حال شکل گرفتن است و آن این است که از محل انتقال دانش، دانش فرد نیز رشد می کند و با تبادل نظرات و همفکری در حوزه های دانشی، دانش فرد و بعد دانش سازمان عمیق تر می شود. از طرفی سازمان نیز باید برای ثبت و انتقال تجارب ارزش قائل شده و بهای مادی و معنوی آن را بپردازد و جایگاه و احترام افراد دانشکار در سازمان ارتقا یابد. از طرف دیگر سازمان باید مراقب این باشد که اخلاق حرفه ای در مدیریت دانش از بین نرود و فرهنگ را فرهنگی قلکی بار نیاوریم که تا زمانی که پاداش می دهیم، دانشها و تجارب توسط کارکنان تسهیم می شود و زمانی که پرداخت قطع شد از دانش نیز خبری نباشد. در فرایند تغییر فرهنگ، گاهی از زیرساختهای مذهبی و فرهنگی هم می توان استفاده کرد و آنها را در سازمان با ابزارهای اطلاع رسانی تسری داد، یکی از این موارد این است که به افراد القا شود که اگر میخواهید ماندگار شوید، ماندگاری به دانشهایست که از شما می ماند و دیگران از آن استفاده می کنند یا مورد دیگر ترویج فرهنگ زکات علم نشر دادن آن است. یکی دیگر از چالشها در موضوع فرهنگ این است که چگونه افراد را در پروسه مدیریت دانش در سازمان مشارکت دهیم؟ آموزش فواید و مزایای فردی و سازمانی مدیریت دانش و احترام و تکریم دانشکاران موجب مشارکت افراد و در مراحل بعد موجب تعهد و تعلق آنها به سیستم می شود. نکته حائز اهمیت این است که تنها کسانی را در پروژه مدیریت دانش به کار بگیرید که به برنامه مدیریت دانش باور دارند و روحیه عامل تحول شدن را در خود احساس می کنند. بنده شخصاً در برخی از پروژه های مدیریت دانش شاهد وجود چنین افرادی بوده ام که هر لحظه از این فرایند را دوست دارند و تغییر را در سازمان به راه می اندازند، بین لایه های مختلف سازمان ارتباط برقرار می کنند و توانایی قانع کردن افراد برای مشارکت و حضور فعال در امور مربوط به مدیریت دانش را دارند. افرادی که بی تفاوت هستند و یا مقاومت و مخالفت می کنند باید در مراحل اولیه کنار گذاشته شوند چون ممکن است با بدبینی های خود دیگران را نیز با خود هم مسیر کنند. بنابراین ایجاد باور به مدیریت دانش و به اهمیت پیاده سازی آن از جایگاهی ویژه برخوردار می باشد. مدیریت دانش باور نشده مانند نوزاد بی سرپرست می ماند و همواره در معرض خطر خواهد بود. اطلاع رسانی مستمر از نتایج و خروجیهای مدیریت دانش با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله سایت داخلی، تابلو اعلانات و... تاثیر مثبتی در ذهن کارکنان دارد.

پدیده مقاومت در برابر تغییر فرهنگ دانشی یک بخشش به کارکنان بر می گردد ولی فرایندها، سیستم ها، ساختار و سیاست ها نیز در برخی موارد مقاومت می کنند. اگر سازمان انسانهای بالغ و هوشمندی داشته باشد که می دانند که انحصار دانش نقطه مقابل زکات علم است و اعتقاد به تسهیم دانش خود دارند اما در خیلی موارد می بینیم که فرایندهای سازمان این اجازه را به افراد نمی دهند، ساختار سازمان بهایی به خلق، ثبت و تبادل دانش نمی دهد. بنابراین ساختارها و فرایندها نیز باید همراستا با مدیریت دانش تغییر و مورد بازنگری قرار گیرند. 

مهم ترین چالشها و موانع  فرهنگی موجود بر سر راه پروژه های مدیریت دانش در ایران شامل موارد زیر هستند:

1-  عدم اعتقاد به وظیفه بودن نشر دانش

2-  عدم تخصیص زمان مناسب به فرایندهای مدیریت دانش

3-  نارضایتی های سازمانی

4-  وجود فرهنگ کار انفرادی  و به طبع آن مشارکت گروهی پایین کارکنان در مدیریت دانش

5-  وجود خرده فرهنگ های متفاوت در سازمان و عدم وجود فرهنگ واحد

6-  انحصار دانش یا به قول معروف عدم ارائه فوت کوزه گری

7-  کمبود الزامات قانونی در قالب وجود آیین نامه ها و دستورالعملهای حمایت کننده از مدیریت دانش

8-  نبود فاکتورهای دانشی در نظام ارتقا و ارزیابی عملکرد کارکنان 

9- همراهی کم مدیران در پروسه مدیریت دانش به عنوان عاملین تغییر و تفویض کردن اجرای مدیریت دانش توسط مدیران به دیگران

10- عدم اعتماد و تعهد به سازمان در نزد کارکنان 

11-   کمبود مهارتهای ثبت دانش توسط پرسنل و...

برخی راهکارها جهت کاهش یا برطرف کردن موانع و چالشهای فرهنگی در مدیریت دانش عبارتند از: 

1-  ارائه دستاوردها و بردهای سریع و کوتاه مدت مدیریت دانش به سازمان

2-  برگزاری کارگاههای مستمر همراه سازی مدیران سازمان در مدیریت دانش

3-  سپردن مسئولیت مدیریت دانش به فردی با قابلیتهای بالا، با انگیزه و دارا بودن دانش کافی در این حوزه

4- فعال سازی هسته های مدیریت دانش در واحدهای مختلف تحت عنوان انجمن های خبرگی

5-  پرداخت حقوق و مزایا متناسب با عملکرد دانشی افراد

6-  تقدیر و قدردانی از فعالان مدیریت دانش و برقرای امکانات ویژه برای این افراد

7- طراحی و اجرای سمینارها، کارگاه ها و تورهای آموزشی مدیریت دانش به صورت مستمر

8-  تهیه مجلات دانشی به قلم پرسنل

9-  همسو کردن منافع افراد با منافع سازمان جهت اعتمادسازی و افزایش تعهد به سیستم

10-  اجرای فرایندهای درخواست دانش جهت پویا سازی فرایندهای خلق، ثبت، تسهیم و بکارگیری دانش

11- برگزاری انجمن های مباحثه، طوفان فکری، داستان گویی و بیان موفقیتها و شکستهای کسب شده

12-   فرهنگ شدن ارائه دانش به سیستم نرم افزاری به صورت یک فرایند روزانه و هفتگی

13- طراحی و ترویج چشم انداز و شعار دانشی در سازمان

14-   استفاده از تکنیکهای بازگویی شفاهی دانش در مجامع و گروه های چند نفره جهت شکستن سد انتقال دانش

15-  استفاده از تکنیک های افزایش مهارتهای دانش نویسی در پرسنل از جمله داستان نویسی، تکنیک 17 به 30 و...

16- اندازه گیری عملکرد فعالیتهای فرهنگی در بازه های زمانی میان مدت و بلندمدت 

به امید ترویج فرهنگی که هیچ کاری را بدون مراجعه به تجارب، آموخته ها و دانش دیگران آغاز نکنیم و هیچ کار را بدون کسب و مستندسازی دانش به پایان نرسانیم.

منتظر بازخورها و نظرات ارزشمند شما عزیزان جهت غنی شدن موضوع هستم....

وحید اسلامی
نزدیک به 6 سال از عمر این وبلاگ می گذرد. اینجا بخشی از پایگاه تجربیات کاربردی من در حوزه مدیریت دانش، مالکیت فکری و توسعه دانش بنیان است. به مدیریت دانش متعارف و تاریخ مصرف گذشته اعتقادی ندارم چون آن را موثر نمی دانم. این متفاوت دیدن و نوبینی در مدیریت دانش را سعی کرده ام در نوشته هایم بیاورم. باشد که با حمایت ها و ارائه نقطه نظرات خود، بنده را در این مسیر یاری نمائید. شماره تماس: 09125795576 (وحید اسلامی) ایمیل: Ve_eslami@yahoo.com
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: