سایت تخصصی مدیریت دانش
توسعه دانش محور / Vahid Eslami, Knowledge Management Special Weblog: Since 2009
نویسنده: وحید اسلامی - پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠

                                                        

پس از حضور در پروژه های مختلف مدیریت دانش در صنایع گوناگون کشور و ارزیابی فعالیت های انجام گرفته در حوزه استخراج تجارب ضمنی در شرکتهای مختلف، تجربه نشان داده که تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح و آشکارسازی دانش های نهفته در اذهان خبرگان، متخصصین و پروژه ها کار پیچیده و چالش برانگیزی می باشد. اما دلایل اصلی این موضوع را در چهار علت می توان جای داد:

1. عدم توانایی بازگویی دانش: بسیاری از افراد الارغم اینکه دانش ها و تجربیات فراوانی در حوزه های تخصصی خود دارند اما در بسیاری از موارد توانایی بیان و بازگویی دانسته های خود را ندارند. 

2.  ضعف در دانش نویسی و به نمایش در آوردن دانش ها: از طرفی دیگر بسیاری افراد خبره را دیده ام که گنجینه ای از دانش هستند و حتی به صورت شفاهی توانایی تشریح و توصیف تجارب خود را دارند اما مهارت مکتوب نمودن و قابلیت به نمایش در آوردن دانسته ها و آموخته های خود به شکل استاندارد را ندارند. البته این موضوع بر می گردد به اینکه شاید ما ایرانی ها کمتر میل به نوشتن و بیشتر تمایل به بیان شفاهی موضوعات و پدیده ها داریم و کمتر وقایع، رخدادها و آموخته های خود را ثبت می کنیم و به همین دلیل است که قدرت نوشتاری پایینی داریم و توانایی نمایش دانش های خود به خصوص تجارب فنی را نداریم. 

3. مهارت بازگویی و نوشتن دانش را داریم اما قصد و نیت این کار را نداریم: این موضوع نیز بر می گردد به همان چالشهای فرهنگی که در مطالب قبلی نیز در موردش آورده ام. اینکه چرا فردی که دانش و تجربه کافی در یک حوزه دانشی را داراست آن را در اختیار دیگران و نسل های بعد قرار نمی دهد. دلایل مختلفی می توان نام برد اما عمده دلیل آن به خاطر پیشرفت شخصی است که دانش را در انحصار خود نگه می دارد و یا اینکه اصلاً سازمان بهایی برای عرضه آن دانش به صاحبش پرداخت نمی کند، دراین صورت فرد انگیزه ای برای بازگو کردن و یا نوشتن دانش خود ندارد. 

4. عدم انتخاب استخراج کنندگان مجرب دانش جهت تبدیل دانش ضمنی به آشکار:  متاسفانه مشاهده می شود در بسیاری از پروژه های استخراج دانش ضمنی اجرا شده در کشور، به خصوص در شرکت های حوزه نفت، گاز و پتروشیمی از مهندسین دانشی جهت کسب دانش های ضمنی موجود در ذهن خبرگان و تجارب موجود در پروژه های فنی استفاده می شود که نه تنها اصول و فنون استخراج دانش را نمی دانند بلکه توانایی و مهارت کسب دانش با متدهای مختلف، نمایش دانش ها و برقراری تعاملات مناسب با فرد خبره را ندارند. نکته دیگر استفاده صرف از مصاحبه های نیمه ساخت یافته جهت استخراج دانش است که به جز تعداد زیادی بسته های دانشی که فقط فقط داستان و خاطره می باشد، چیز دیگری در آن یافت نمی شود. 

با توجه به موارد عنوان شده، مهم ترین دلایل عدم تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح در سازمانهای ایرانی، ضعف مهارتی و ضعف فرهنگی است که می بایست با تکنیک ها و ابزارهای مدیریت دانشی، کارکنان را در ارائه و ثبت دانش و مشاوران را در استخراج دانش خبرگان و پروژه ها توانمند کنیم و برای این امر برنامه های مستمری داشته باشیم و همچنین در حوزه بهبود فرهنگ بازگویی و ثبت دانش، قوانین حمایتی و انگیزاننده را در سازمان تدوین و در عمل به آن پایبند بمانیم. 

وحید اسلامی
نزدیک به 8 سال از عمر این وبلاگ می گذرد. اینجا بخشی از پایگاه تجربیات کاربردی من در حوزه مدیریت دانش، مالکیت فکری و توسعه دانش بنیان است. به مدیریت دانش متعارف و تاریخ مصرف گذشته اعتقادی ندارم چون آن را موثر نمی دانم. این متفاوت دیدن و نوبینی در مدیریت دانش را سعی کرده ام در نوشته هایم بیاورم. باشد که با حمایت ها و ارائه نقطه نظرات خود، بنده را در این مسیر یاری نمائید. شماره تماس: 09125795576 (وحید اسلامی) ایمیل: Ve_eslami@yahoo.com
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: