ایجاد سازمان نوآور از طریق مدیریت دانش

نوآوری پایه و اساس ایجاد سازمانی همواره سودآور و ارزش‏آفرین است. با نگاهی به عملکرد سال‏های اخیر شرکتهایی مثل 3M، GE، Coca Cola، Apple و حتی تعدادی از شرکت‏ های ایرانی می‏ توان مشاهده نمود که نوآوری و سودآوری از طریق تجاری ‏سازی دانش به صورت یک عامل موفقیت آمیز برای این شرکتها در آمده است. البته باید به این مورد توجه شود که نوآوری شامل دو مرحله اختراع و تجاری ‏سازی است. مسئله‏ای که در حال حاضر در برخی از سازمان‏های موفق ما وجود دارد این است که این چرخه با پیچیدگی‏ های زیادی همراه است. برخی شرکت‏ های ما که دانش در آنها تاثیر مستقیمی در ارائه محصولات و خدماتشان دارد هر از چندگاهی محصول یا خدمتی نوآورانه ارائه می‏ کنند اما این نوآوری یا دانش جدید برای آنها پولساز نمی‏ شود؛ دلیل آن چیست؟ پاسخ این است که در سودآوری بنگاه از نوآوری دو عامل تعیین کننده است:

  1.  تقلیدناپذیری
  2.  دارایی‏ های مکمل

یعنی ممکن است شما از طریق آموزش، تجربه سازمانی و سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و هر چیز دیگری، محصول یا خدمتی جدید ارائه کنید اما بدلیل اینکه از سرمایه ارتباطی مطلوبی برخوردار نیستند نتوانید آن سودآوری مورد انتظار را بدست آورید و شرکت دیگری با تقلید دانش شما و دسترسی به کانال های توزیع بیشتر، روابط بهتر با بازار هدف و بازاریابی بهتر محصول یا خدمت اختراع شده توسط شما دچار سودهای کلانی شود.

بنابراین مهمترین عامل نوآوری، مدیریت اثربخش دانش و جهت دهی فعالیت‏های مدیریت دانش برای ایجاد سازمانی نوآور است زیرا دیگر به اندازه کافی در فضای مدیریت دانش ایران درباره کلیدواژه ‏های مدیریت دانش، سازمان دانش محور و سازمان یادگیرنده نوشته و گفته شده و چاره‏ ای جز حرکت پرشتاب‏ تر به سمت ایجاد سازمانی نوآور نداریم زیرا فقط با این کار است که بازدهی دانش افزایش می‏یابد. رقابت نیازمند به نوآوری مستمر است  و محرک اصلی این نوآوری دانش است. سازمان باید به این موضوع فکر کند که آیا دانش ‏های امروز را برای کارهای دیگر نیز می‏ توانم استفاده کنم یعنی استفاده‏های دیگر از دانش که نوعی نوآوری خواهد بود. فرایند تولید دانش جدید و تبدیل آن به محصول یا خدمت به چند عامل اصلی بستگی دارد. اولین عامل سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه است. سازمانی که به میزان بیشتری در R&D سرمایه گذاری کرده معمولاً نسبت به سایرین به ازای هر واحد پول صرف شده در تحقیق و توسعه، اختراعات و نوآوری‏ های بیشتری را داشته است. هر عاملی که مسیر نوآوری را سد می ‏نماید مانند برنامه ریزی بیش از حد یا نشان ندادن بردباری در برابر اشتباهات باید از میان برداشته شود. از طرفی تقلید از دانش سایر سازمان‏ها در برخی موارد باعث پیشی گرفتن شده است اما راهکار اصلی تشویق به نوآوری و تولید دانش جدید است زیرا در پاره‏ای از اوقات تقلید کردن سخت و دشوار است.

/ 9 نظر / 6 بازدید

با سلام و خسته نباشيد من وبلاگ شما رو ديدم اگه مايل به گسترش کارتون بودين خوشحال ميشم در زمبنه طراحي و ساخت سايت،بنر،هدر،لوگو و .... کمکتون کنم... تمامي خدمات عبارت است از: طراح حرفه ي وب و گرافيک,طراحي لوگو,طراحي بنر,طراحي کارت ويزيت,طراحي هدر,طراحي سايت,طراحي کاور,طراحي بنر فلش http://www.proma-design.ir

نارنج

بانک اطلاعات نشریات کشور، مرجع مقالات و تمام متن نشریات تخصصی ایران http://www.magiran.com/searchp.asp?p=&s=مديريت&search=&exclude=&include=&atleast=&t=m&field=all

داود

پارادایم و مقايسه تطبيقي انواع پارادایم ها در مدیریت تهیه و تنظیم: داود قاسم زاده کارشناس ارشد مدیریت davod19.blogfa.com

بهرام ناجدي

با سلام احتراماً در صورت امكان خواهشمند است نسبت به تبادل لينك با اينجانب بهرام ناجدي اقدامات مقتضي مبذول فرمائيد. با تشكر ناجدي

نیما

سوال اینه که آیا سازمان های ما علاقه ای به نوآور بودن دارند؟ نوآوری همیشه با ریسک همراه است و کپی برداری از چیزی که جواب داده همیشه با ریسک کمتری همراه است و نیاز به سرمایه کمتری دارد، بنابراین بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. سوال مهمتر اینه که سازمانهای ما نیازی به نوآور بودن دارند؟

soheyla

ربط ما چیست؟ - تولید ملی و کار-افزائی در یک جامعه مستلزم وجود داشتن بازار تقاضا برای نتیجه کار، برای کالا و سرویس، برای مدرک و خبرگی افراد آن جامعه است! یکی از اصول تولید ملی و کارافزائی داشتن بازار تقاضا برای نتیجه کار،برای کالا و سرویس و خبرگی و مدرک تحصیلی ئی است که ما میتوانیم عرضه کنیم. اگر بیشتر کالا های مورد نیازمان را وارداتی میخریم، تعجبی نیست که تحصیلکرده ها، کارشناسان، کارکنان و کارگران و سرمایه گذاران داخلی ما بیکار مانده یا به سرمایه شان اضافه نمیشود... اگر تمام یا بیشتر نیاز و درخواست بازار تقاضای محلی و داخلی کشور هفتاد و چند میلیونی ما توسط واردات ارضائ شده است، نه تنها کاری برای ما نمانده که انجام بدهیم و نیازی به اکثریت ما نخواهد بود، بلکه امکان فعالیتهای اقتصادی، تولید ملی، مدیریت و حل کردن مشکلات و ابداع و پیشرفت هم از مملکتمان خارج شده و به مردم سازنده و تولید کننده آن واردات داده شده است... لطفا بقیه مقاله را در بلاگفا بخوانید - ربط ما چیست؟ 4# فصل چهارم http://soheylashakerine.blogfa.com/post-23.aspx ممنون میشم اگر لینکم کنید.

nazanin

با سلام. تشکر میکنم از این فضایی که برای گفت و گو ایجاد کردید و بحث های مفید... امید به ادامه ی این کار... خوشحال میشم به صفحه من سر بزنید و نطرتان را بنویسید...